خانه / باریستا (پەڕە 7)

باریستا

باریستا قدیمی ترین و اولین ادمین کافه کتابه. عاشق کتاب، مترجم، نویسنده و پر ذوق. در حال حاضر داره وبسایت کافه کتاب رو هم مدیریت میکنه و تمام تلاشش اینه که بهترین چکیده ها برای کافه کتابی ها گزینش بشن.

۲۰ ساعت اولش!!

یادگیری دوچرخه

یاد بگیرید که چگونه با صرف زمانی اندک، مهارتی جدید بیاموزید و درست برنامه ریزی کنید. شما حتما در زندگیتان علایق بسیاری داشته و شاید تصمیم گرفته اید که هیچ کدام از آنها را دنبال نکنید. برای مثال شاید ده سال پیش آرزو داشتید که نواختن پیانو را یاد بگیرید …

بیشتر بخوانید »

رودی در تاریکی

رژه کره شمالی

روایتی از یک فرار و تاریخ دردآور دیکتاتوری کره شمالی این روزها کره شمالی تیتر اغلب خبرها واقع شده است.  آنها در روابط خود با سایر کشورها به تحمیل قدرت متوسل می شوند. در واقع هر کسی که از قواعد آنها پیروی نکند با تهدید و سلاح هسته آنها مواجه …

بیشتر بخوانید »

گربه ها

گربه ها

در این چکیده از کتاب Cat نوشته Katharine M. Rogers یاد خواهیم گرفت که چگونه گربه ها از حیوانات ماقبل تاریخ تبدیل به موجودات بازیگوش امروزی شدند تا راهی به قلب ما انسان ها پیدا کنند. آیا شما در خانه خود گربه نگه داری می کنید؟ اگر بله، حتما موافقید …

بیشتر بخوانید »

سلفی – چطور این قدر خودشیفته شدیم…

سلفی رامبد جوان در فیلم نگار

 در این چکیده کتاب به مطالعات درخشانی درباره‌ی جامعه‌ی شکل گرفته بر اساس سلفی و خودشیفتگی می‌پردازیم. همانطور که شخصیت یاگو در نمایشنامه ی اتللوی شکسپیر می گوید، نشان دادن احساسات توصیه نشده است؛ چون خیلی زود پرنده ها به آن نوک می زنند. این توصیه ای است که ظاهراً …

بیشتر بخوانید »

سیرت عشق

در سیما چه مهربان است عشق و در سیرت چه خشمخوار کمتر زنی می توان سراغ گرفت که در ذهنش نسبت به بستگان مردی که دوستش می دارد، مرتکب جنایت نشده باشد. آری… عشق در پشت سیمای درخشانش یک غول دیگرکُش نهفته دارد. هیچکس مباد برای تو، الا من. ناگفته …

بیشتر بخوانید »

خطاب واقعی

خطاب واقعی آرتور شوپنهاور

خطاب واقعی بین یک فرد با فرد دیگر باید به جای آقا، جناب، …. «رفیق دردمند من» باشد. هرچند ممکن است این موضوع عجیب به نظر آید، اما بر طبق این واقعیت است که دیگران را در صحیح ترین وجه خود قرار می دهیم، و همچنین ضروری ترین چیزها، یعنی …

بیشتر بخوانید »

تصدیق کنی یا انکار

نادر ابراهیمی

مرا تصدیق کنی یا انکار، مرا سرآغازی بپنداری یا پایان، من در پایانِ پایان ها فرو نمی‌روم. مرا بشنوی یا نه ، مرا جستجو کنی یا نکنی، من مردِ خداحافظی همیشگی نیستم. باز می‌گردم؛ همیشه باز می‌گردم. …من روانِ دائمِ یک دوست داشتن هستم. نویسنده نادر ابراهيمی گوینده بهیه طالبی …

بیشتر بخوانید »

دلگیر و ابری

آدما گاهی دلشون میگیره، بی دلیل حال و هوای دلشون ابری میشه، بی بهونه و هیچوقتم کسی نیست که بهشون کمک کنه درست مثل آسمونی که تو چله ی تابستون بغض کرده و هر آن ممکنه اشکش سرازیر بشه مردم همیشه متعجب مدام از خودشون میپرسن: “الان چه وقتِ باریدن …

بیشتر بخوانید »

دریا و باران

دلم باران

دلم باران، دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد … دلم یک باغ پر نارنج دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار دلم صبحی سلامی بوسه ای عشقی نسیمی عطر لبخندی نوای دلکش تار و کمانچه از مسیری …

بیشتر بخوانید »

همه تنگاتنگ هم افتاده ایم

کریستین بوبن

ما در زندگی، همه تنگاتنگ هم افتاده ایم. فکر می کنم هنر اصلی، هنر فاصله ها باشد. زیاد نزدیک به هم، می سوزیم. زیاد دور از هم، یخ می زنیم. باید یاد بگیریم جای درست و دقیق را پیدا کنیم و همان جا بمانیم. این یادگیری هم مانند بقیه چیزهایی …

بیشتر بخوانید »