خانه / تاریخی / رواقیون
چکیده کتاب رواقیون در کافه کتاب

رواقیون

از دانش و معرفت بردباران (رواقیون) استفاده کنید تا امروز به زندگی خوبی برسید.

سوال این است که زندگی الزاما برای هر فرهنگ، مذهب و جامعه در طول تاریخ چگونه بوده است. چطور می شود مشکلات زندگی را حل کرد؟ بهترین روش برای رفتار کردن و ارتباط با دیگران چیست؟ و چطور باید با چالش نهایی‌مان، یعنی مرگ، رو به رو شویم؟ رواقی گری، فلسفه ای‌ست که در دوران باستان توسط رواقیون توسعه یافته و برای ما حرف های بسیاری در مورد نحوه ی زندگی در جهان امروز دارد. فیلسوف های رواقیون به روش های عملی زندگی خوب و زاهدانه علاقه‌مند بودند؛ از دیدگاه دوستی گرفته تا دست و پنجه نرم کردن با ترس های روزانه.

در این خلاصه کتاب رواقیون یا چگونه یک رواقی شویم نوشته ماسیمو پیلیوچی کشف می کنیم که چطور زندگی ای بر اساس اصول رواقیون گری داشته باشیم، چطور تشخیص دهیم چه چیزی مهم است و در چه مواردی باید قدرت تغییر داشته باشیم، و چطور کمتر درباره ی موضوعات بی اهمیت و غیر قابل کنترل نگران بشویم. شما راهکارهای عملی از فیلسوف های باستانی را خواهید آموخت و می بینید که الگو داشتن چگونه در کیفیت زندگی شما موثر است.

در این خلاصه کتاب، می آموزیم :

  • چرا دانش و حکمت مهم ترین فضیلت است.
  • چرا نگاه کردن به تجربیاتتان از دیدگاه دیگران باعث می شود تصمیمات منطقی بگیرید.
  • چرا داشتن دیدگاه سالم به مرگ باعث می شود زندگی را بهتر تحسین کنید.

 

رواقی گری راهنمایی عملی به شما پیشنهاد می کند که چطور با مشکلات و چالش ها کنار بیایید.

در طول تاریخ، رهبران مذهبی، دانشمندان و فیلسوفان تلاش کردند تا به این سوال جواب بدهند : چطور می توانیم خوب زندگی کنیم؟ چطور باید مشکلات زندگی را حل کنیم، با دوستان و همسایه هایمان رفتار کنیم، خودمان را برای مرگ آماده کنیم و به آن عکس العمل نشان دهیم؟

یکی از فلسفه هایی که میتواند به این سوالات جواب هایی بدهد رواقی گری است، اینگونه نامیده میشود چون اولین دنباله رو ها در زیر Stoa Poikile ملاقات کردند، به معنای “رواق نقاشی شده” در آتن باستان.

رواقی گری در حدود ۳۰۰ قبل از میلاد مسیح در آتن آغاز شد. این مکتب رونق پیدا کرد و در ۱۵۵ قبل از میلاد زمانی که رواقی اصلی به عنوان سفیر به رم فرستاده شد، در آن جا گسترش یافت. به حدی در رم گسترده شد که مارکوس آئورلیوس، امپراطور رومی در قرن دوم بعد از میلاد، خودش یک رواقی بود.

اگرچه رواقی گری اغلب اشتباه فهمیده می شود. زمانی که می گوییم فردی زاهد است، منظورمان این است که او فردی گوشه گیر است که همه چیز را بدون سوال و احساسی تحمل می کند.

اما در واقعیت، رواقی گری اصلا درباره ی گوشه گیری و بروز ندادن احساسات نیست. درباره ی این است که چطور میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم. مجموعا شامل سه قانون می شود. اول میل، یا اینکه چه چیزی را باید بخواهیم و چه چیزی را نباید هدف قرار دهیم؛ دوم کردار و یا اینکه چطور باید رفتار کنیم؛ و سوم پذیرش – چطور باید به شرایط واکنش نشان دهیم.

این ممکن است مقداری تئوری به نظر بیاید. اما برای رواقیون باستان، فلسفه اشان واضحا عملی بوده است.

مارکوس آئورلیوس، امپراطور – فیلسوف، کتاب معروف خود، عبادات (Meditations) را به عنوان راهنمای شخصی برای پیشرفت خود نوشته است.

یکی از تاثیرگزار ترین فیلسوف های رواقی، و متفکری که گاها در این نوشته راهنمای ما است، اپیکتیتوس بود. او، برده ای آزاد شده با یک پای فلج، تبدیل به معلم فلسفه در قرن یکم شد. اندیشه های او در کتابی به نام انچیریدیون (Enchiridion) نگهداری شده است که به معنای “کتابچه راهنما” است؛ و به ما در نگاه کلی به این روش کمک می کند. سخنرانی های اپیکتیتوس فقط بر روی تئوری چگونه خوب زندگی کردن نبود، بلکه راهکارهای عملی برای زندگی روزمره داشت.

بذارید وارد مبحث شویم و به یکی از کلیدی ترین تفکرات رواقی گری نگاهی بیاندازیم.

مقابله رواقیون با استرس و چالش ها بوسیله رواقی گری در کافه کتاب

 

همه چیز تحت کنترل ما نیست. روی چیزی که میتوانی تغییر دهی تمرکز کن و نگران باقی نباش.

از مسافر هواپیمای مضطربی که نگران طوفان است تا کسی که رژیم گرفته اما نمیتوند آن چند گرم کله شق را کم کند، بسیاری از ما برای چیزهایی انرژی صرف می کنیم که نمیتوانیم از پس آنها بربیاییم. خوشبختانه، رواقی گری نصیحتی برای ما دارد.

این احساسات توسط اکثر انسان ها شناخته شده است اما کمتر آن را دنبال می کنند. چه چیزی در کنترل و قدرت مسافر مضطرب است؟ آیا اون میتواند از صانحه ی هوایی جلوگیری کند؟ یکم. او می تواند تصمیم بگیرد که آیا سفرش ضروری است یا نه؛ و اگر ضروری است، از چه هواپیمایی ای استفاده کند. چیزی که نمیتواند کنترل کند زمانی است که سوار هواپیما در آسمان است. تا الان، باید شرایطی که در آن قرار گرفته است را بپذیرد و در این مورد به خلبان، برج مراقبت، آب و هوا و سایر فاکتورها اعتماد کند. ترش رویی و ناراحتی بیش از این تلف کردن انرژی ست.

پس این عقیده ی رواقیون نباید به صورت تشویق به منفعل بودن برداشت شود. بلکه راهکار قدرتمندی را ارائه می دهد که برای روی چیزهایی که میتوانیم تغییر دهیم تمرکز کنیم.

درگیری نویسنده با وزن خود را در نظر بگیرید. بعد از آزردگی طولانی مدت بخاطر چاقی، او بالاخره تصمیم گرفت تا وزنش را کنترل کند – مرتبا ورزش کند، کم ولی با کیفیت غذا بخورد. او به فیزیک بهتری رسید، اما به بدن لاغر و عضلانی ای که میخواست نرسید. فاکتورهایی فراتر از کنترل او مانند ژن هایش باعث شدند هدفش قابل دسترسی نباشد. اما با رفتار رواقی گرایانه و بردبارانه به این اگاهی رسید که توانسته است با موفقیت از موانعِ ممکن عبور کند و از نتیجه ی تلاش هایش رضایت داشته باشد.

دنبال کردن دیدگاه نویسنده میتواند باعث کاهش نگرانی در زندگی بشود.

ضخصی را در نظر بگیرید که به دنبال یک ترفیع است. او فکر می کند که لایق اش است – در گذر سال ها به خوبی عمل کرده و هر چه میتوانسته در جهت موفقیت خود انجام داده است. اما او همچنان از قوانین شرکت که بر سر راهش قرار گرفته و همکارهای رقابتی اش عذاب می کشد. راهکار بهتر این است که مانند رواقیون فکر کند. با خوشحالی بابت انجام کاری که در توانش بوده، صبورانه منتظر نتیجه باشد و آن را فارغ از خوبی یا بدی بپذیرد.

 

 

رواقی گری می آموزد که باید زندگی پرهیزگارانه را جایگزین زندگی متمول، سالم و راحت کرد.

بسیاری از فیلسوف های باستان، شامل رواقیون، استدلال کردند که باید تقوا را جایگزین زندگی راحت و مادیات کرد.

سقراط، که عمیقا رواقی گری را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری از متفکران غربی، مدلی ویژه را طراحی کردند.

زمانی که رقیب سیاسی او سقراط را به بی ایمانی متهم کرد و در نهایت او را محکوم به مرگ کرد. سقراط می توانست با کمک دوستان وفادارش فرار کند. اما او نپذیرفت که اینکار را انجام دهد و به دوستان پریشانش گفت که باید وظیفه ی اخلاقی اشان را در برابر پذیرش قانون و عدالت انجام دهند، اگرچه که به ناحق باشد. او می گقت که ما قوانین را زمانی که به کاممان نباشد تغییر نمی دهیم. او مرگ را برای اثبات درستیِ خود پذیرفت اگرچه که به ضرر خانواده و دوستانش بود.

بیشتر تفکرات رواقیون مقداری بیشتر از این ماجرا واقع بینانه است؛ اما رواقیون مانند سقراط، خانواده، دوستان، ثروت، سلامتی، و هر چیز لذت بخش دیگری در زندگی را به عنوان ترجیحات ناچیز می دانند.

رواقیون نمی گویند که باید از ثروت، برای مثال، دوری کرد. در واقع اگر انتخابی باشد، ثروت بر فقر ترجیح داده می شود. آن ها متوجه شدند که ثروت، با وجود ترجیح بودنش، در مسیر رسیدن به زندگی اخلاقی نقش ناچیزی دارد.

پس ما میتوانیم از زندگی اخلاقی را در همه ی زندگیمان بر ترجیحات ناچیز ارجحیت دهیم؟ می توانیم با این شناخت شروع کنیم که در همه چیز عنصر اخلاق وجود دارد.

برای مثال، یک روز، نویسنده هنگامی که میخواست از ATM پول بردارد خشکش زد. یادش آمد که این بانک در سرمایه گذاری های مشکوکی فعالیت دارد. او متوجه شد که ترجیح ناچیزش، یعنی برداشت سریع پول از عابر بانک، در تضاد با اصول اخلاقی اش است. وی وارد بانک شد، با کارمندی سردرگم گفت که میخواهد حساب خود را بخاطر اصول اخلاقی اش ببندد؛ بعدها حساب جدیدی در بانکی باز کرد که نه کاملا بی گناه، اما با اصول وی همخوانی بیشتری داشت.

تعداد کمی از ما می توانند یا نیاز پیدا می کنند که با اصول ویژه ی سقراط در اولیت بندی پیش بروند. اما همه ی ما میتوانیم هنگام تصمیم گیری بررسی کنیم که آیا با اصول اخلاقی همخوانی دارد یا خیر.

حالا بیاید بررسی کنیم که زندکی پرهیزگارانه دقیقا به چه معناست.

 

اصول رواقیِ پرهیزگاری، یعنی حکمت، شجاعت، اعتدال و انصاف همواره با اهمیت بوده اند.

دیدیم که زندگی پرهیزگارانه در رواقی گری مهم است. اما زمانی که از تقوا صحبت می شود، دقیقا منظور چیست؟

خب، رواقی گری ۴ بخش برای پرهیزگاری دارد – اعتدال، شجاعت، انصاف و مهم ترینشان حکمت.

اعتدلال به ما اجازه میدهد که خواسته های غریزی را کنترل کنیم، مثلا از اغوای فردی متاهل دوری کنیم. شجاعت به ما قدرتی ذهنی میدهد که در شرایط مختلف درست رفتار کنیم، مثلا در برابر یک قلدر ایستادگی کنیم. انصاف برای رواقیون به معنای رفتار صحیح و با وقار است.

اما بر اساس عقیده ی سقراط، حکمت و دانش با ارزش ترین ویژگی بود. چرا؟ خیلی ساده ، زیرا تنها ویژگی انسان است که در همه ی شرایط خوب است. برای مثال، متمول بودن بهتر از فقیر بودن است. اما برای اینکه بدانیم با هر شرایط چطور کنار بیایم به دانش نیاز داریم.

این موضوعا در تقوا، در بسیاری از تفکرات فلسفی و مذهبی در تاریخ تکرار شده اند. تئوری پردازِ تاثیر گذارِ مسیحی ای به نام توماس آکویناس، سیستمی به نام “باتقوای بهشتی” ساخت که شامل هر چهار اصول رواقی گری را به همراه ایمان، امید و کار خیر است. سایر مذاهب، مانند بودائیسم، کنفوسیوس گرایی، هندوئیسم و تائوئیسم هم این ۴ مورد را به همراه انسانیت – به معنای عشق و محبت – و  اعتقاد معنوی – شامل موضوعات ارتباط با قدرت برتر و مشابه امید و روحانیت – در خود دارند. روند رواقی گری به نظر میاید که راه درستی را پیدا کرده است.

اگر به اطراف خود نگاه کنیم اطرافی را می بینیم که مثالی از این زندگی پرهیزگارانه هستند.

ملاله یوسف زاده را در نظر بگیرید. در سن ۱۱ سالگی، در پاکستان، شروع به نوشتن به صورت ناشناس در وبلاگی کرد که به صورت دقیق اهداف طالبان درمورد تحصیل دختران را شرح میداد. با گذر زمان، به شهرت رسید. در ۹ اکتبر سال ۲۰۱۲، مردی – مثال مخالف این ارزش ها – سوار اتوبوس مدرسه ی او شد و بعد از پرسیدن اسمش، به او شلیک کرد.

ملاله نجات پیدا کرد. و به طرز حیرت انگیزی، به دفاع از تحصیل دختران ادامه داد و باعث شد که اولین قانون در پاکستان در مورد حق تحصیل ایجاد شود. ملاله تقوا را به تصویر کشید و تغییری در جهان ایجاد کرد. او حقیقتا پرهیزگارانه زندگی می کند و با اعتدال، شجاعت، انصاف و حکمت توصیف می شود.

اپیکتیتوس می تواسنت ملاله را به عنوان یه مثال به ما معرفی کند. و همانطور که خواهید دید، او و دیگران به شدت به قدرت الگو اعتقاد داشتند.

 

 

بررسی و تقلید از الگوها یکی از تاثیر گذار ترین روش ها برای داشتن زندگی ای خوب است.

از آنجایی رواقیون بسیار درباره ی عملی بودن ایده هایشان حساس بودند، بسیار طرفدار الگو داشتن بودند.

سنکا، فیلسوف رومی، مقاله ای درباره ی طبیعت انسان عاقل یا الگوی ایده آل رواقیون نوشته است؛ و مارکوس کاتو را به عنوان مثال معرفی کرده است.

کاتو یک دولتمرد رومی بود که برعکس سایر، به اصول اخلاقی پایبند بود. زمانی که فرمانده ی سپاه شد، کنار سربازانس – که او را بخاطر شخصیتش دوست داشتند – رژه می رفت، میخورد و میخوابید.به عنوان فرماندار و مسئول گردآوری مالیات در جزیره ی قبرس، فرصتی که برای جمع آوری ثروت داشت را نپذیرفت، که در آن زمان رایج بود. در واقع، او در جمع آوری مالیات ها و ارسال ان به روم، مسئولیت پذیر و صادق بود.

زمانی که ژولیوس سزار علیه جمهوری روم جنگ راه انداخت تا برای خود دیکتاتوری راه بیاندازد، کاتو برای محافظت از جمهوری، عرف و ارزش ها جنگید و دفاع کرد. نهایتا، خود با کشت تا با دستگیری خود باعث پیروزی بزرگی برای سزار نشود.

همانطور که پلو تارک، تاریخدان، توصیف می کند؛ کاتو به خود چاقو زد اما بلافاصله نمرد. او در حال خون ریزی دراز کشید و روده هایش از بدنش بیرون ریخت. دکترش برای نجات او تلاش کرد اما کاتو – با درک هدف درمانگرش – روده هایش را پاره کرد و مرد. در مرگ مانند زندگی، کاتو یک الگوی زاهد بود: با فدا کردن خود از بدست آوردن هر گونه سود توسط دشمنش جلوگیری کرد.

مثال کاتو ممکن است مقداری اغراق باشد، اما برای رواقیون، این بخشی از نکته است. الهام گرفته از تجربیات ناتوانی افرادی مانند او، ما قطعا می توانیم شجاعت خود را تا جایی افزایش دهیم که با چالش های زندگی مواجه شویم.

با خواندن متنی درباره ی مرتکب خودکشی شدن برای جلوگیری از از دست رفتن ارزش ها، واقعا چه قدر می تواند سخت باشد که مقابل زورگویی های یک رییس ایستاد، از استفاده از بانک های غیر اخلاقی دوری کرد، یا یک قدم به سمت زندگی بهتر قدم برداشت؟

با توجه به مثال هایی از زندگی الگو ها می تواند به ما کمک کند که کمی بیشتر در زندگیمان تقوا داشته باشیم.

 

رواقی گری می تواند شما را نسبت به مرگ قدرتمند کند.

تعداد کمی از ما حاضریم مانند کاتو با مرگ رو به رو شویم. در واقع، بسیاری از ما از مرگ می ترسیم. کاملا قابل درک است که درک این قضیه، که روزی در این جهان نخواهیم بود، می تواند سخت باشد.

اپیکتیتوس این ترس ها را به اشتراک نگذاشت. او گفت “من باید بمیرم، اینطور است؟ … اگر به زودی اتفاق می افتد، پس الان غذا بخورم، چون زمان شام است، سپس زمانش که فرا برسد خواهم مرد.”

ما میتوانیم از آرامش و رفتار باملاحظه ی رواقیون در مواجه با مرگ بیاموزیم.

اپیکتیتوس از ما میخواهد که گندم را در نظر بگیریم. او می پرسد چرا گندم رشد می کند؟ آیا به سادگی به این دلیل نیست که روزی برسد و چیده شود؟ وی میخواد بگوید که مانند گندم و همه ی موجودات زنده، انسان هم رشد می کند، بالغ می شود و روزی میمیرد. اپیکتیتوس میگوید دعای انسان برای زندگیِ جاودانه مانند دعا کردن برای بالغ نشدن است. ما به راحتی چیده شدن و مرگ گندم را قبول کرده و طور دیگری در موردش نمی اندیشیم. تنها فرق ما و گندم این است که ما میتوانیم بر حیاتمان تاثیر بگذاریم. اما این واقعیت را تغییر نمی دهد؛ فقط به این دلیل که ما اختیار داریم و گندم ندارد، آیا ما باید زمان و انرژی امان را صرف ترسیدن از مرگ بکنیم؟

رواقی گری استدلال می کند که شما باید دائما به خود اهمیت چیزهایی مانند انسان ها را یادآور شوید. به این صورت، شما بهتر است مرگ را قبول کرده و زندگی را بهتر تحسین کنید.

اپیکتیتوس میگوید زمانی که موضوع به افراد و چیزهایی می رسد که به آنها وابسته اید، باید به خودتان طبیعت آن ها را یادآوردی کنید. زمانی که همسر یا فرزندتان را می بوسید، به خودتان بگویید که شما دارید فردی فانی را می بوسید؛ پس زمانی که آن ها از شما گرفته شوند خیلی عذاب نخواهید کشید.

در ابتدا مقداری شکه کننده است اما چیزی که اپیکتیتوس به ما یاد می دهد این نیست که باید نسبت به انسان ها بی تفاوت باشیم. بلکه او دو چیز را پیشنهاد می کند؛ اولا، ما باید با این واقعیت رو به رو شویم که عزیزانمان همیشگی نیستند. دوما، به همین دلیل – که والدین یا فرزندانمان خواهند مرد – ما همواره باید ارزش آن ها را به خود یادآوردی کنیم.

ما باید، بر اساس رواقی گری، مرگ را جدی بگیریم. اما به جای ترس و وحشت از مرگ، باید از زندگی مراقبت کرده و ممنونِ آن باشیم.

برخورد رواقیون با مرگ و رواقی گری در کافه کتاب

 

توقف کن و بازتاب کن؛ خود را به جای دیگران قرار بده؛ اینگونه بهتر با برافروختگی و بداقبالی کنار خواهی آمد.

در زندگی امروزی، راحت است که با عصبانیت و ترس از هر آزردگی روزانه برافروخته شویم، از توهین یه همکار گرفته تا مسافر بی توجه مترو که بوی غذا میدهد.

رواقی گری به ما می آموزد که به این محرک ها به شدت پاسخ ندهیم.

یک توهین یا آرنجی که در متروی شلوغ به کمرتان میخورد در ذات خود بی آزار است. برای اذیت شدن در این شرایط لازم است ذهن شما به آن واکنش نشان دهد و باور کند که آسیب دیده است. اما اگر بیاموزیم که از واکنش سریع به این محرک ها دوری کنیم، می توانیم شدت عصبانیت، وحشت یا دیگر احساسات را کنترل کنیم.

اپیکتیتوس می گوید که باید در این شرایط “قبل از واکنش دادن یک لحظه صبر کنیم”. اگر او در این دوران زنده بود، احتمالا پیشنهاد می کرد که نفس عمیقی بکشید و برای چند لحظه قدم بزنید. و سپس می توانید به آرامش نسبت به این محرک ها برسیم.

آموزه ی مفید دیگری other-ize است. به این معنا که اگر اتفاق ناخوشایندی برایتان افتاد، در نظر بگیرید که اگر برای دیگری رخ می داد چطور به ان فکر می کردید.

برای مثال اگر شما لیوانی که دوست دارید را بشکنید، ممکنه ست کمی ناراحت شوید یا از دست و پا چلفتی بودنتان حرصتان بگیرد. اما اگر ببینید دوستتان یک لیوان را بشکند به اون می گویید ” اتفاقی بود، مهم نیست.” و دیگر بهش فکر نخواهید کرد. یک درس در نحوه ی واکنش دادن ما به دیگران وجود دارد، بد شانسی های کوچک. ما باید بد شانسی های خود را با ملایمت بیشتری بپذیریم.

 

 

حواستان باشد که برای دوستی های واقعی و مکالمه های خوب سرمایه گذاری کنید تا زندگی بهتری داشته باشید.

شما چند دوست دارید؟ در عصر ارتباطات دیجیتال، ممکن از مفهوم دوست مبهم به نظر برسید.

یونانیان باستان آنقدر خوش شانس بودند که لغات غنی تری نسبت به ما داشته باشند. ارسطو درباره ی سه نوع دوست صحبت کرده است که فقط یک دسته در نظر رواقیون مهم است.

اول از همه؛ دوستی برای سود، به معنای رابطی ست که برای بهره بردن ایجاد شده اند. به خودتان و آرایشگر محبوبتان فکر کنید. دوست نیستید، اما با یکدیگر کنار می آیید، درباره ی زندگی صحبت می کنید و البته که هر دو از این رابطه سود می برید.

دوم دوستی برای لذت. به دوستی که با او نوشیدنی میخورید فکر کنید، یا کسانی که با آنها فوتبال بازی می کنید. ما آنها را دوست خطاب می کنیم اما رابطه آنقدر عمیق نیست؛ فقط لازم است هر از گاهی برایمان کمی لذت به همراه بیاورد.

نوع سوم، دوستی برای خوبی ها. امروزه، ما افرادی که در این دسته هستند را دوستان نزدیک یا واقعی خطاب می کنیم. کسانی که ما نسبت به شخصیتشان محبت پیدا می کنیم و نیازی به روابط تجاری یا سرگرمی برای ادامه ی رابطه نیست.

رواقیون استدلال می کنند که تنها دسته ی سوم لایق نام دوستی هستند. آنها اهمیت گروه های دیگر را زیر سوال نمی برند اما به آن ها لقب ترجیحات ناچیز می دهند: داشتن آنها کاملا منطقی ست اما برای زندگی پرهیزگارانه کم اهمیت تر هستند.

رواقیون ها به بودن با دوستان تاکید می کنند. اپیکتیتوس می گوید کمتر درباره ی گلادیاتورها، ورزش و غذا و بیشتر درمورد چیزهای مهم صحبت کنید. خب، ما امروزه زیاد در مورد گلادیاتور حرف نمی زنیم اما مکالمه های طولانی درباره ی ستاره های ورزشی، بازیگران و افراد معروف داریم. برای اپیکتیتوس این صحبت ها مبتذل و بی فایده است. احتمالا صحبت درباره ی البوم جدید بیانسه راحت تر از تلاش برای زندگی بهتر است. اما رواقیون زیاد به آسانی اهمیت نمی دادند بلکه چیزهای پرهیزگارانه و سودمند را ترجیح میدادند.

پس یکبار امتحانش کنید. گاها، برای یک شام یا نوشیدنی، در مورد موضوعات جدی تر و چالش برانگیز صحبت کنید؛ مثلا براساس کتابی که به تازگی مطالعه کردید و دوست شما به آن علاقهمند است. با گذر زمان، ممکن است مراسمات شام و دوستی های با ارزش تری پیدا کنید.

سخن پایانی خلاصه کتاب در کافه کتاب

خلاصه ی نهایی

پیام اصلی در این پاراگراف است:

رواقی گری می تواند شما را به سمت زندگی ای بهتر سوق دهد. الزاما هیچ چیز مرتبط با پرهیزگاری اسان نیست. اما با پذیرش آنچه میتوانیم کنترل کنیم و انجه نمی توانیم، و تمرکز بر روی رفتار با تقوا، و با دقت نشان دادن احساسات و تجربیاتمان، ما می توانیم تصمیمات بهتری بگیریم و زندگی درست تری داشته باشیم.

یک توصیه ی عملی : به روزی که داشتید قبل از خواب فکر کنید.

قبل از خواب، محل ساکتی را در خانه پیدا کنید و به روزتان فکر کنید. اتفاقات مهم را در نظر بگیرید – یک برخورد سخت با همکار، یا لحظه ی امیدوارانه ی که نسبت به پارتنرتان داشتید. از این لحظات چه آموختید؟ آیا عادت بدی پیدا کرده اید یا برعکس؟ آیا می توانستید با مراعاتِ بیشتر، یک شرایط را بهتر کنترل کنید؟ بازخورد صادقانه، در هر روز، به شما کمک می کند بهتر زندگی کنید.

پیشنهادی دارید؟

خوشحال میشویم که نظر شما را درباره ی مطالبمان بدانیم! به ایمیل remember@cfbk.ir ایمیل بزنید و در قسمت موضوع، اسم کتاب را برایمان نوشته و نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید.

برای مطالعه ی بیشتر پیشنهاد می شود : راهنمایی برای زندگی خوب نوشته ی ویلیام بی ایروین

مهم ترین چیز برای شما چیست؟ چه اهداف با ارزشی دارید؟ کتاب راهنمایی برای زندگی خوب (۲۰۰۹) نحوه ی برخورد با این سوالات را به شما می گوید. خواننده را طی فلسفه ی باستانی رواقی گری راهنمایی کرده و پشنهادهایی برای اعمال در زندگی مدرن دارد. با تمرکز بر اهداف زاهدانه و با سکون، این کتاب نحوه ی لذت بردن از زندگی را به شما نشان می دهد.

درباره‌ی باریستا

باریستا قدیمی ترین و اولین ادمین کافه کتابه. عاشق کتاب، مترجم، نویسنده و پر ذوق. در حال حاضر داره وبسایت کافه کتاب رو هم مدیریت میکنه و تمام تلاشش اینه که بهترین چکیده ها برای کافه کتابی ها گزینش بشن.

همچنین ببینید

خلاصه کتاب زندگی های در دست تو thelifeyoucansave منتشر شده توسط کافه کتاب

زندگی های در دست تو!

چه چیزی فرامی‌گیرید؟ ندایی که تو را ملزم می کند که نقشت را ایفا کنی. …

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *