خانه / مدیریت زمان و بهره وری / پایه های علمی وقت شناسی
وقت شناسی و زمانبندی به طعم کافه کتاب

پایه های علمی وقت شناسی

دریابید که وقت شناسی و تنظیم وقت واقعا همه چیز است.

مایلز دیوید جمله ای دارد که می گوید: زمان چیز اصلی نیست. زمانبندی تنها چیز است. با اینکه جمله ی او احتمالا در مورد موسیقی است و نه کارهای روزانه ی دانش آموزان و متخصصان، اما با این وجود جمله ی او برای همه ی ما صدق می کند. ما بیشتر زندگی شخصی مان را صرف این می کنیم که انسان وقت شناسی باشیم، بر طبق موعد عمل کنیم و مفیدترین نتیجه را از زمانی که داریم بگیریم. ما بیشتر زندگیمان را در کنار ساعت می گذرانیم، که همانگونه که در این مطلب خواهید آموخت، یک الگوی احساسی بسیار قوی دارد که بیشتر ما از شنبه تا چهارشنبه بر طبق آن زندگی می کنیم.

همچنان نگاهی به تحقیقات بسیاری خواهیم انداخت که در مورد چرایی انجام بعضی کارها توسط ما و اهمیت وقت شناسی است. حتی اگر به خودتان افتخار می کنید که زندگی دقیقی از نظر زمانی ندارید، احتمالا باز هم بینشی عمیق به طبیعت انسان در این مطلب پیدا خواهید کرد.

همچنین خواهید آموخت:

  • چه زمانی نباید جراحی کنید؟
  • چرتوچینو چیست؟
  • چرا خیلی از ۲۹ ساله ها مسابقه ماراتن می دهند؟

زندگی روزانه ما قالبی احساسی دارد.

مردم عاشق کارهای روزانه در زندگی شخصی خود هستند. ما هر روزه دندان هایمان را مسواک می زنیم، دوش می گیریم، قهوه می خوریم، سگمان را به پیاده روی می بریم، صندوق نامه را چک می کنیم، اخبار را می خوانیم و غیره. اما می دانستید که در موازات با این عادت ها الگوی دقیق تر دیگری در زندگی های روزانه ی ما وجود دارد؟

محققان در دانشگاه کرنل توییتر را بررسی کردند تا دلیل غلبه ی احوالات مردم را در طول یک روز عادی بفهمند. با آزمایش ۵۰۰ میلیون توییت در طول بیش از دو سال، یک الگوی بسیار واضح پدیدار شد.

یک احساس مثبت کلی وجود دارد که در طول صبح به نقطه ی اوج خود می رسد. به سرعت در بعد از ظهر پایین می آید و در غروب دوباره بالا می رود. این الگو در طول هفته ( به غیر از پنجشنبه و جمعه ) برای تقریبا همه صرف نظر از نژاد و ملیت اتفاق می افتد.

البته که توییتر بهترین مقیاس برای صحت احساسی نیست چون آن را به صداقت نمی شناسند. و نرم افزاری که محققان برای بررسی کلمات با معنای احساسی خاص استفاده می کردند نمی تواند وقتی که آن کلمات کنایه آمیز استفاده می شوند آنان را بفهمد؛ با این حال این الگو در تحقیقات دیگری نیز یافته شده است.

دانشمندان رفتاری از روشی که به نام روش بازسازی روز ( DRM ) شناخته شده استفاده می کنند تا ساعت به ساعت زندگی مردم را بررسی کنند و همان الگو را بیابند: مثبت بودن یا سطح خوشحالی در هنگام صبح به بالاترین سطح خود می رسد، در بعد از ظهر پایین می آید و بعد دوباره به جای خود برمی گردد یا دوباره بالا می رود و در هنگام غروب به بالاترین سطح خود می رسد.

این الگوی روزانه به عنوان قله ی صبح، نشیب بعد از ظهر و جهش غروب شناخته می شود. همینطور سطوح منفی بودن نیز دقیقا مخالف این را نشان می دهد: آن ها در بعد از ظهر رو به بالا هستند و در هنگام غروب پایین می آیند.

چیزی که جالب است این است که این الگو تاثیر بسیار مستقیمی بر روی کار ما دارد. در یک مطالعه ی مجزا که نتایج مشابهی را نشان داد، سه استاد در مدارس تجارت آمریکا، بیش از ۲۶۰۰۰ تماس درآمدی را بررسی کردند، یعنی تماس های گروهی که بین مدیران شرکت و سرمایه گذاران عمده بود که بحث آن ها در مورد روند پیشرفت کارها و انتظار آنان از این روند پیشرفت در آینده بود. این تماس ها اغلب افزایش یا کاهش قیمت کالاها را مشخص می کنند.

این مطالعه نشان داد که هر چقدر تماس ها دیرتر گرفته می شد ” رویه احساسی ” بدتر بود و هر چقدر روز می گذشت، تماس ها منفی تر می شدند. با بررسی بیش از ۲۰۰۰ شرکت، توصیه یکسان بود: تماس های درآمدی را صبح زود بگیرید تا موفقیت آمیز و مثبت باشند.

برای بیشترین بهره از روزتان، نوع زمانی تان را بفهمید.

شواهد معتبری وجود دارد که سطوح احساسی ما الگویی روزانه را دنبال می کنند. اما این به آن معنا نیست که الگوی همه شبیه به هم است. اگر چه همه در احساس نشیب بعد از ظهر مشترکند، ممکن است شما دوستان یا خویشاوندانی داشته باشید که متفاوت باشند.

مطالعات نشان می دهند که به طور میانگین یک نفر از هر چهار نفر ساعت درونی متفاوتی دارد یا چیزی که به نام نوع زمانی شناخته شده است.

علاوه بر نوع زمانی عادی که قله ی صبح، نشیب بعد از ظهر و جهش غروب را تجربه می کنند، دو نوع دیگر نیز وجود دارد: جغد شب و اگر بخواهیم کلمه ای را که نویسنده برای سحرخیزان استفاده کرده به کار ببریم، چکاوک.

تحقیقات نشان می دهد که ۲۰ تا ۲۵ درصد از افراد جغد هستند که مانند توماس ادیسون و گوستاو فلوبرت رمان نویس در ساعت ۹ شب به اوج انرژی می رسند؛ زمانی که ترجیح می دهند کار کنند. آن ها جهش مثبتشان را هم در صبح تجربه می کنند. مطالعاتی که روی الگوهای خواب و انواع شخصیت انجام شده نشان می دهد که جغدها خلاق ترند، اما کمی عصبی تر و بی احتیاط تر و افسرده تر از نوع عادی هم هستند.

همینطور چکاوک ها از نوع افرادی هستند که ” زود می خوابند، زود بیدار می شوند” و قله ی صبح، نشیب بعد از ظهر و جهش غروب را چند ساعتی زودتر از حد معمولی تجربه می کنند. آن ها معمولا ثبات بیشتری دارند و شادتر و درونگراتر از دیگرانند.

برای استفاده ی حداکثری از روزتان و برای برنامه ریزی موثر تا حد ممکن، باید نوع زمانی خود را تشخیص دهید و بدانید که بعضی کارها در طول زمان های مشخصی از روز بهتر مدیریت می شوند.

مثلا اگر شما در میان ۶۰ تا ۸۰ درصد از مردمی هستید که نه جغدند و نه چکاوک ( گروهی که نویسنده آنان را پرنده ی سوم می نامد ) پس قله ی صبحگاهی بهترین زمانبندی برای انجام کارهای تحلیلی است که به ذهنی منطقی و متمرکز و منظم نیاز دارد. همانگونه کارهایی که به کار تئوری بیشتری یا ” تفکر مفهمومی ” بیشتری نیاز دارند، در جهش آخرِ بعد از ظهر و اوایل غروب بهتر مدیریت می شوند.

اما اگر جغدید، باید برعکس این توصیه را عمل کنید. از آن جا که انرژی شما در شب به اوج خود می رسد، در آن زمان باید تحلیلی فکر کنید و هنگام صبح به کارهای خلاقانه و نیازمند ادراک بپردازید.

فرقی ندارد چه کسی هستید، سعی کنید که کارهای غیر ذهنی و غیرضروری را در نشیب بعد از ظهر انجام دهید. و اگر در تلاشید که نظر مثبت کسی را جلب کنید، سعی کنید قرار ملاقاتی در صبح ترتیب دهید.

تقابل زندگی شخصی و زندگی کاری و اهمیت آنها در وقت شناسی و زمانبندی

هوشیار باشید و استراحت کنید تا از اشتباهات نیمروزی جلوگیری کنید.

ممکن است بدانید که نوع زمانی تان چیست، اما یک نکته وجود دارد: همانطور که سن ما افزایش می یابد، نوع زمانی ما هم تغییر می کند. بچه های کوچک و افراد پیرتر معمولا چکاوکند، در حالی که نوجوانان جغدند.

به همین دلیل است که نوجوانان وقتی کلاس مدرسه شان زودتر از ۸ شروع می شود عذاب می کشند. مخصوصا وقتی که کلاس ریاضی اولین کلاس باشد و آن ها مجبور شوند که در بدترین زمان ممکن تفکر تحلیلی داشته باشند.

خوشبختانه مدرسه ها جدیدا فهمیده اند که وقت شناسی ، برنامه ریزی و استراحت چقدر مهم است.

در دانمارک جایی که استاندارد سازی امتحانات بسیار اهمیت دارد، نتایج تحقیقات به وضوح نشان داده که نمرات دانش آموزان هر چقدر روز می گذرد بدتر می شود.

بیمارستان ها هم متوجه شده اند که استداندارد مراقبت و تمرکز کارکنان هر چقدر روز پیش می رود به طور زیادی کاهش می یابد. اشتباهات پزشکی مسئله ی مرگ و زندگی است  که این باعث اهمیت این مسئله شده است. مطالعات نشان می دهند که اشتباهات در بین ساعت ۳ و ۴ عصر رایجند. در واقع در ساعت ۹ صبح تنها یک درصد شانس خطا وجود دارد. تا ساعت ۴ بعد از ظهر این شانس به ۴.۲ درصد افزایش می یابد.

علاوه بر این، در بعد از ظهر کارکنان بیمارستان ۳۸ درصد کمتر از آنچه باید دست هایشان را می شویند.

حدود ۶۰۰۰۰۰ عفونت قابل جلوگیری به علاوه ی ۱۲.۵ میلیارد هزینه ی غیر ضروری هر سال در بیمارستان های آمریکا به علت کاهش سطح بهداشت در طول روز به وجود می آید. و بهترین راه حل برای هر دو، یعنی گرفتن نتایج امتحانی بهتر در مدارس و اشتباه کمتر در بیمارستان ها یکی است: استراحت کنید.

در دانمارک، دانش آموزان مدارسی که ۲۰ تا ۳۰ دقیقه قبل از امتحان عصر استراحت کردند، در نمراتشان پیشرفت کردند.

همینطور در بیمارستان ها، معرفی ” استراحت کشیک ” توسط مرکز پزشکی دانشگاه میشیگان باعث بهبودی عملکرد شد. در طول این زمان استراحت، تیم جراحی  قبل از انجام عمل دقایقی دستور العمل ها را مرور می کنند تا مشخص شود که هر فرد چه مسئولیتی دارد و تایید شود که هر عضو تیم کاملا آماده است. نتیجه چیست؟ آمار مراقبت بهتر و شکایات کمتر.

استراحت و نیز چرت زدن وقتی به درستی زمان بندی شوند می توانند خیلی مفید باشند.

در طی ده سال گذشته، ما در بحث استراحت کردن به مسیر غلطی رفته ایم.

خیلی از مدرسه ها با این تصور اشتباه که این عمل باعث بهبود نمرات می شود، زنگ تفریح را کاهش داده اند یا کاملا حذف کرده اند. اما همانطور که در نکته ی قبلی دریافتیم، وقتی زمان های استراحت به درستی زمانبندی شوند بسیار مفید واقع می شوند. زمان های استراحت توانایی های شناختی شما را گسترش می دهند و حس و حالتان را بهتر می کنند و تمام ذهن و بدنتان را تازه می کنند.

دسکتایم[۱]، شرکتی که نرم افزار بازدهی روزانه تولید می کند، نتایج کاربرانش را بررسی کرده و دریافته است که به طور میانگین استراحت ایده آل برای به دست آوردن حداکثر بهره وری ۱۷ دقیقه در ازای ۵۲ دقیقه کار کردن است.

اما تجربه ثابت کرده که حتی پنج دقیقه استراحت در هر ساعت خستگی را کاهش می دهد و انگیزه، خلاقیت و حال عمومی را بهبود می بخشد. ثابت شده است که ارتباط اجتماعی حتی اگر صحبت کوچکی با دیگران در کنار آب سرد کن باشد، باعث کاهش استرس می شود. همانگونه که دوری از تمام ایمیل ها، پیامک ها و تمام چیزهایی که مربوط به کار است در حین استراحت هم همین اثر را دارد. و در آخر، آماری وجود دارد که نشان می دهد وقت گذرانی در بیرون، بین درختان و جیک جیک پرندگان، می تواند هم حالت روحی و هم حالت عاطفی شما را بهبود ببخشد.

در مجموع، این یافته ها نشان می دهد که بهترین استراحت این است که موبایلتان را کنار بگذارید و به دوستتان که میخواهد در پارک پیاده روی کند ملحق شوید.

یک فعالیت اثربخش دیگر این است که یک چرت خوب بزنید. حالا شاید فکر می کنید که چرت زدن به دردتان نمی خورد چون باعث می شود که احساس گیجی کنید. اما احتمالا این احساس به این دلیل ایجاد می شود که زمان چرت زدن شما طولانی است. هر چرتی که بیشتر از ۲۰ دقیقه باشد می تواند باعث ” ایستایی خواب ” شود که نام علمی همان احساس گیجی است.

چرت عالی زمانی بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه است که باعث ایجاد سه ساعت تمرکز بهبود یافته و افزایش توانایی حفظ اطلاعات برای شخص می شود. باور کنید یا نه، مطالعات نشان داده که خوردن سریع یک فنجان قهوه قبل از چرت می تواند باعث پیشرفت بیشتری شود.

از آنجا که ۲۰ دقیقه طول می کشد تا کافئین وارد جریان خون شود و جادویش را به جریان بیندازد، برای ایجاد یک چرت خوب زمانبندی شده عالی است. نام این روش چرتوچینو ( چرت + کاپوچینو ) است که  شامل نوشیدن قهوه، کوک کردن ساعت برای ۲۰ دقیقه بعد – با احتساب اینکه حدوداً ۷ دقیقه طول می کشد تا خوابتان ببرد – و سپس آماده بیدار شدن برای کار است.

اهمیت داشتن استراحت کافی در طول شبانه روز مخصوصا برای کودکان

هنگام شروع پروژه های جدید، تلاش کنید مشکلات را پیش بینی کنید و قدرت نقطه میانی را تشخیص دهید.

ما تصور می کنیم که می توانیم بدون هیچ تلاشی یک شروع خوب داشته باشیم، اما در واقعیت حداقل هر چند وقت یکبار با شروعی چالش برانگیز مواجه می شویم.

معاینه ی قبل از مرگ ( premortem ) روشی مفید است که نویسنده استفاده می کند تا مطمئن شود تلاشش به سرانجام می رسد. این روش مانند معاینه ی پس از مرگ است. فرآیندی که یک متصدی کفن و دفن در بیمارستان طی می کند، تنها با این تفاوت که قبل از شروع پروژه انجام می شود. به بیان دیگر، تمام روش هایی را که در آن پروژه ی شما ممکن است ازبین برود تصور کنید و تمام دلایل احتمالی مرگ را شناسایی کنید تا بتوانید از آن اجتناب کنید.

مثلا آیا کار کردن تعداد افراد زیادی بر روی یک پروژه می تواند باعث خرابی پروژه شود؟ یا نبودن تعداد افراد کافی؟ آیا هدف پروژه واضح نیست؟ با سنجش مشکلات احتمالی، می توانید بهتر از آن ها اجتناب کنید.

اگر چه اکنون بیشتر توصیه ها در مورد بهره وری روی شروع و پایان تمرکز می کند، یعنی چگونه شروع خوب یا پایان موفقیت آمیزی داشته باشیم، داده هایی وجود دارد که نشان می دهد میانه ی کار هم بسیار مهم است.

پژوهشگر کانی گرسیک نام آن را تاثیر اوه اوه می گذارد. او بعد از ضبط و بررسی تلاش های کارکنان بیمارستان، بانک و دانشگاه، از دیدن اینکه این رفتارها بارها و بارها اتفاق می افتاد شگفت زده می شد. یک پروژه شروع می شود، هیچ کاری انجام نمی شود و دقیقا در نقطه ی میانی، بین نقطه ی شروع و پایان، گروه دور هم جمع می شوند و می گویند: ” اوه اوه باید کار کنیم “. فقط آن موقع است که کار پیش می رود.

شاید اتفاقی نیست که مشابه این مورد در ورزش هم اتفاق می افتد، خصوصا بسکتبال. وقتی یک تیم در بین دو نیمه یک امتیاز عقب است، شانس بیشتری برای برد دارد؛ زیرا اعضای تیم ضمانت کرده اند که بعد از استراحت بین دو نیمه بهترین بازی شان را انجام دهند و امتیاز بیشتری از تیم مقابل بگیرند.

با فهمیدن اینکه نقطه ی میانی بهترین وقت برای دادن جرقه ی انگیزه و بهره وری به تیمتان است، میتوانید از لحظه ی اوه اوه به نفع خودتان استفاده کنید و آخرین مرحله ی پروژه را سرشار از فعالیت کنید.

برای به پایان رسیدن، اهداف پروژه را دوباره مشخص کنید؛ اما از رفتارهای افراطی که در انتهای پروژه می شود آگاه باشید.

اکنون تاثیر مثبت نقطه ی میانی را فهمیدید. اما نقطه ی میانی تاثیر بدی هم دارد و آن زمانی است که افراد وحشت می کنند و در آخرین مرحله ی پروژه بی نظمی ایجاد می شود.

اینجا چند راهنما برایتان آورده ایم تا به تیمتان کمک کنید که از رکود نقطه میانی گذر کنند و پایانی موفقیت آمیز داشته باشند.

اولا اینکه تصویری کلی درباره ی اهداف پروژه به وجود آورید. اگر کارها در نقطه ی میانی خوب پیش نرفت، همیشه می توانید به این تصویر کلی برگردید تا دوباره به آن متعهد شوید و به مردم با یادآوری اینکه چه کارهایی برای انجام دارید، انگیزه دهید.

شروع به واگذاری وظایف جدید و معرفی ایده های جدید نکنید. به جای آن وظایف قبلی را دوباره مشخص کنید، به افراد یادآوری کنید که موضوع کلی چه بود و جرقه ای روشن کنید تا باعث تحرک آنان شود.

به هر حال، بدانید که مردم دوست دارند وقتی به پایان پروژه می رسند کارهای افراطی انجام دهند. وقتی مردم به نزدیکی خط پایان رسیده اند و به زودی به هدفی دست پیدا می کنند،  ممکن است تلاش کنند کاری بزرگ یا عجولانه انجام دهند.

مهم ترین دلیلش این است که به پایان ها معانی غیرمنطقی می دهیم، پس می خواهیم تا جایی که می توانیم به لحظات آخر معنا ببخشیم.

مثلا بیایید به زندگی دو مدیر خیالی نگاه کنیم. یکی از آن ها ۵۰ سال به خیریه کمک می کرد اما در دوسال آخر زندگی شخصی اش ظالم و خودخواه شد. دیگری ۵۰ سال ظالم و خودخواه بود اما در دو سال آخر زندگی اش تصمیم گرفت به خیریه کمک کند و مهربان باشد. معلوم است که یک زندگی بهتر سپری شده اما مطالعات نشان می دهند که وقتی این دو داستان ارائه می شود مردم به پایان ها اهمیت غیر منطقی می دهند و این زندگی ها را برابر می دانند.

یک پدیده که به علت تاکید ما بر روی پایان ها به وجود آمده پدیده ی ” ۹ در پایان ” است. پدیده ای که در آن کسانی که ۲۹، ۳۹، ۴۹ و … ساله هستند، بیشتر از بقیه به انجام کارهای افراطی تمایل دارند؛ مانند شرکت در مسابقه ی ماراتن برای اولین بار یا شروع یک رابطه جدید یا خودکشی.

راه های خوبی برای خلق یک پایان شاد و آوردن تأثر در زندگیتان وجود دارد.

پس مردم بیش از حد روی پایان ها تاکید می کنند و معمولا در وقتی به پایان تزدیک می شوند رفتاری افراطی می کنند. این تمایل به اندازه ی میل ما به پایان شاد قابل پیشبینی است.

و نه تنها شادی بلکه تأثر. تأثر آن شادی تلخ و شیرین است که غم روی آن سایه انداخته. احساسی که ظاهرا ماهیت حالت انسان را در بر می گیرد. شرکت پیکسار با ساخت فیلم های گریه آوری مانند انیمیشن بالا ( Up ) در این زمینه حرفه ای است.

با دانستن این نکته، می توانیم پایان هایمان را رضایت بخش تر کنیم.

مثلا وقتی از مدرسه فارغ التحصیل می شوید یا یک موقعیت کاری را تمام می کنید، نامه ای به خود آینده تان بنویسید و تا پنج سال بعد آن را نخوانید. شاید فکر کنید آنقدر به آن چیزی که به خود پنج سال بعدتان گفته اید علاقمند نخواهید بود ولی احتمالا وقتی وقتش برسد و آن را بخوانید کاملاً متاثر می شوید.

این نامه ها پلی بین فاصله ی گذشته و آینده می زنند که یکی از بهترین راه هایی است که می توانید تأثر را در زندگی خودتان به دست آورید.

خیلی از اساتید به شما می گویند که شادی با زندگی کردن در لحظه یا کاملا در حال بودن به دست می آید. اما این تنها نصف آن است. حس واقعی رضایت وقتی به دست می آید که خود کنونی تان حس نزدیکی به گذشته و آینده تان کند.

اغلب ما فکر می کنیم که پنج تا ده سال آینده کاملا از آن چه اکنون هستیم متفاوت خواهیم بود. و با حس جدا بودن کامل از این فرد آینده ممکن است کارهایی را که به این آینده کمک کند مانند پس انداز پول یا سالم غذا خوردن انجام ندهیم. اما وقتی از کسی می خواهیم تا درباره ی چند روز آینده فکر کند، باعث می شود که آن ها حس نزدیکی به آینده ی خودشان کنند و به کارهایی مانند پس انداز پول بپردازند.

زمان کلمه ی بی ثبات و حتی مفهوم بی ثبات تری است. می توانیم به سادگی در زمان گم شویم اما وقتی شروع به کنترل و درک بهتر اینکه گذشته، حال و آینده مان همه به هم مربوطند می کنیم، تجربه ی ما افزایش پیدا می کند.

خلاصه ی پایانی

پیام اصلی این کتاب این است که:

پایه های علمی برای وقت شناسی و بیشترین بهره را از زندگی گرفتن وجود دارد. با فهمیدن نوع زمانی تان، استراحت کردن و چرت زدن، استفاده از قدرت نقطه ی میانی در پروژه ها و نامه نوشتن به خود آینده تان، می توانید از زمان به نفع خود استفاده کنید.

توصیه عملی:

بیشترین بهره را از زندگی تان بگیرید.

اولین چیزی که صبح می خورید قهوه نباشد. قهوه با هورمون کورتیزول تداخل دارد، هورمونی که صبح ها به طور طبیعی بیدارتان می کند. پس اول کمی آب بخورید که بدنتان هیدراته شود و به کنترل گرسنگی کمک کند و اولین لیوان قهوه تان را ۶۰ تا ۹۰ دقیقه بعد از بیدار شدن بخورید. با این روش بیشترین نفع را می برید.

بازخوردی دارید؟

ما واقعا خوشحال می شویم که نظرات شما را درباره محتوای متن بدانیم. ایمیل هایتان را به آدرس remember@cfbk.ir  بفرستید. در قسمت موضوع ایمیل، نام این کتاب را بنویسید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید!

پیشنهاد مطالعه ی بیشتر:  Drive by Daniel Pink

در این کتاب، نویسنده ویژگی های درونی و بیرونی انگیزه را توصیف می کند. او مشخص می کند که خیلی از شرکت ها به انگیزه بیرونی وابسته اند اگرچه انگیزه بیرونی اغلب ضد بهره وری است. این کتاب به وضوح توضیح می دهد چگونه می توانیم به خودمان و دیگران به وسیله ی درک انگیزه درونی به بهترین وجه انگیزه دهیم.

[۱] Desktime

درباره‌ی باریستا

باریستا قدیمی ترین و اولین ادمین کافه کتابه. عاشق کتاب، مترجم، نویسنده و پر ذوق. در حال حاضر داره وبسایت کافه کتاب رو هم مدیریت میکنه و تمام تلاشش اینه که بهترین چکیده ها برای کافه کتابی ها گزینش بشن.

همچنین ببینید

خودتان رو جمع و جور کنید!

تا به حال چند بار به خودتان گفته‌اید که کاری را انجام می‌دهید و بعد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *