خانه / اقتصاد / شکاف طبقاتی
بررسی شکاف طبقاتی و دموکراسی در جدیدترین خلاصه کتاب توسط کافه کتاب

شکاف طبقاتی

با خلاصه کتاب شکاف طبقاتی ( The Great Leveler ) نوشته Walter Scheidel همراه کافه کتاب شوید تا بیاموزید که چرا دموکراسی ، نظام سرمایه داری ، و حتی احزاب چپ در از بین بردن شکاف طبقاتی ناکارآمد بوده اند. اندیشه اصلی – حداقل در غرب – این است که دموکراسی و سرمایه داری زندگی شهروندان مدرن را بهبود داده است. دموکراسی در اصل، انصاف و برابری را در میان اعضای یک جامعه ترویج می دهد و سرمایه داری، مالکیت اموال را فراتر از ثروتمندان و نجیبان قرار داده است.

این خلاصه کتاب نشان می دهد که شواهد تاریخی بر خلاف آن هستند: افزایش سرمایه داری و دموکراسی برای حل مشکل شکاف طبقاتی موفق نبوده است. نویسنده نمونه های بسیاری از جوامع مختلف و دوره های زمانی از سراسر جهان را برای نشان دادن اینکه حوادث و بلایای وحشتناک در واقع نقش بزرگتری در برخورد با شکاف طبقاتی بازی کرده است، را گردهم آورده.

با بررسی های تاریخی تلاش دولتها برای جلوگیری از شکاف طبقاتی – و پیامدهای ناشی از آن – بهتر از اینکه چگونه می توانید در مبارزه امروز برای ایجاد یک جهان مساوی کمک کنید،مطلع میشوید.

در این خلاصه کتاب یاد خواهید گرفت :

چگونه برخی از جوامع باستان به طور اجتماعی ساختار یافته بودند؛

کی و کجا اولین نشانه های قابل مشاهده از شکاف طبقاتی رخ داده است؛

و یکی از بدترین مکان هایی که می توانید در آن زندگی کنید کجاست.

 

کیفیت بهتر زندگی باعث افزایش شکاف طبقاتی شد، پیش از اینکه پیشرفت های تکنولوژیکی آن را بدتر کند.

عصر یخبندان یک دوره دشوار برای بشریت بود. هنگامی که در نهایت به پایان رسید، انتظار میرفت که زندگی بهتر شود. با اینکه به نحوی بهتر شد، همه تغییراتی که با آب و هوا بهبود یافته بود، مثبت نبود.

همانطور که آخرین عصر یخبندان حدود ۱۱۷۰۰ سال پیش به پایان رسید، ما وارد دوره ای از ثبات اقلیم شناخته شده به عنوان هولوسن شدیم. در طی این زمان، انسانهایی که در خاورمیانه سکونت داشتند، کشت زمین و تولید مواد غذایی را آغاز کردند که منجر به اضافی بودن آن شد. این نشان دهنده شروع عدم تعادل است، زیرا بعضی ها زمین های بزرگتر و منابع غذایی بیشتری را جمع می کردند در حالیکه دیگران به کار بر روی اموال خود می پرداختند. ساختار جامعه شروع به شکل گرفتن کرد.

در مقابل،جوامع پیشین شکارچی، قدرت به طور مساوی و افقی گسترش یافته بود. بعد از آن جامعه جدیدی که در طول هولوسن بوجود آمد، یک سلسله مراتب ساختار یافته بود و تفاوت زیادی بین غنی و فقیر وجود داشت.

شواهد برای این اختلاف از بقایای باستان شناسی که ۱۱۰۰۰ سال دارد، آمده است. و برای اولین بار تفاوت های زیادی در اندازه های خانوار نشان می دهد. علاوه بر این، استخوان های ماهی که در خانه خانواده های بزرگتر یافت می شود، نشان می دهد که این افراد ماهی های بزرگ را می خوردند، در حالی که در خانه های کوچکتر، ماهی های کوچک عادی به شمار می روند.

علاوه بر افزایش کیفیت زندگی، پیشرفت های تکنولوژیکی نیز به بدتر شدن جوامع تاثیر گذاشت. حتی جوامع قبیله ای کوچکتر نمی توانستند از شکاف طبقاتی فرار کنند. در طول دوره ۵۰۰-۷۰۰ میلادی، قبیله چومش – که در ساحل کالیفرنیا زندگی می کرد – نوع جدیدی از قایقرانی را توسعه داد که تعدادی از ماهیگیران را به دریای عمیق می رساند تا ماهی بیشتری بگیرند. تا قبل از این در هیچ زمانی، افرادی که قایقرانی را کنترل و مدیریت می کردند، به قبیله تسلط نیافته بودند. ولی ازین پس افرادی که به قایقرانی آب‌های پرعمق دسترسی داشتند اندک اندک به مواردی نظیر سرزمین های قبیله ای، مراسمهای مذهبی و جنگ، کنترل یافتند. دیگر اعضای این قبیله نیز به عنوان قدردانی برای امنیت خود، هدایایی را من جمله اقلام مهم تجارت مانند غذا و پوست به رئسای قبیله ارائه میکردند و آنان قدرتمندتر می‌شدند.

همانطور که می بینید، شکاف طبقاتی در مدت زمان طولانی به وجود آمده است – با افزایش کیفیت زندگی و همچنین پیشرفت های تکنولوژیکی.

در بخش بعدی این خلاصه کتاب، ما خواهیم دید که چه چیزی این اختلاف را ادامه داد.

در ابتدا مالکیت زمین مساوی بود، اما به سرعت در محدوده خاصی متمرکز شد.

 

امروزه ما در مورد یک درصد جمعیت که اکثریت پول موجود در جهان را کنترل می کنند میشنویم، اما همیشه اینطور نبوده است.

مدتها پیش، زمین با توجه به سیستمی عادلانه تقسیم شده بود. یکی از اولین تمدن ها که در تاریخ نوشته شده سومریان است. آنها در جنوب بین النهرین – که امروزه به عنوان عراق شناخته می شود – حدود ۵۰۰۰ سال پیش زندگی می‌کردند. این جامعه باستانی اکثر زمین های کشاورزی را در میان بسیاری از خانواده ها به اشتراک گذاشته و یک نماینده مرد از هر خانواده تصمیم گیرنده تقسیم سهام برابر سود حاصل از کشاورزی بود.

این نوع نظام مالکیت نیز در تمدن های باستان چینی مشهود بود. تقریبا ۴۰۰۰ سال پیش در چین، مالکیت خصوصی مفهومی بود که ذهن مردم با آن آشنایی نداشت. تمدن های دیگری همچون آزتک ها در مکزیک و همچنین اینکاها در پرو نیز رویه اشتراک عمومی اموال را در دستور کار قرار داده بودند.

با این حال، روش عادلانه با مرور زمان ادامه پیدا نکرد، و سرمایه گذاران شروع به جمع آوری اموال کردند.

به مثال سومری‌ها بازگردیم: تا سال ۳۰۰۰ قبل از میلاد، طبقۀ مذهبی، زمین را می خرید و به مردم پولی پرداخت میکرد تا مزرعه را بگردانند. آریستوكرات ها از این روش پیروی کردند – خصوصی سازی زمین هایی كه مدت ها به گروه های خانوادگی وابسته بود. باعث شد که: خانواده ها بدون توجه به نرخ بهره بالا در سال، وام بگیرند. سپس، برای پرداخت طلبکاران خود، خانواده ها باید با فروش زمین خود پول جمع آوری میکردند، گاهی اوقات بر اساس آنچه در قراردادشان منعقد شده بود حتی خودشان را به عنوان برده  به فروش میرساندند.

بنابراین، صاحبان زمین توانستند املاک را اینگونه بدست آورند در حالی که دیگران را از داشتن چنین فرصتی محروم کرده بودند. افرادی که زمین خود را از دست می‌دادند باید به دنبال استخدام شدن توسط صاحبان زمین باشند و یا دیگر نمیتوانند زنده بمانند – شکاف و فقدان تعادل در جامعه دیگر چشمگیر شده بود.

نقش کشاورزی و مالکیت زمین در شکاف طبقاتی

 

در طول تاریخ اروپا، با سقوط دولت و طاعون، شکاف طبقاتی تاحدودی کمتر شده.

به طاعون فکر کنید! بیماری مسری که همه را از دم تیغ می‌گذراند. مردم فقیر به خصوص از عواقب چنین حوادثی مثل یک بحران اقتصادی یا بیماری همه گیر، در زندگی خود می ترسند. در حالی که جالب است توجه داشته باشید که هر کس – صرفنظر از اینکه چقدر پول داشته باشد یا خیر، ممکن است از چنین شرایط ویرانگر رنج ببرد، اما فقرا در صورت وقوع چنین فاجعه ای وضع بدتری خواهند داشت.

در طول تاریخ، اروپا هم از فروپاشی دولت‌ها و هم طاعون، جان سالم به در برده است.

شکاف طبقاتی اجتماعی نخستین بار در طول ۲۰۰-۴۰۰ م به وضوح قابل مشاهده بود ، – سال های بعد از امپراتوری روم. در آن زمان، جامعه روم بسیار پرجمعیت،به طور فزاینده ای شهری و فوق العاده غنی بود. یک جامعه بسیار ناسازگار که فاصله بین فقیر و ثروتمند به طور مداوم گسترش پیدا می کرد.

اما با فروپاشی سیاسی امپراتوری روم، فاصله بین غنی و فقیر شروع به کم شدن کرد. با فروپاشی نظم سیاسی، مراکز شهری به خطر افتادند و ساختار بلندمدت بزرگان جامعه همراه با امتیازات پولی آنها فرو ریخت. از آنجایی که ثروت از سمت بزرگان جذب نمیشد، راه خود را به همه ی بخش های جامعه باز کرد و باعث کاهش شکاف طبقاتی شد.

در اواسط قرون وسطی، نهادهای قدرتمند سیاسی ظهور کردند و شکاف طبقاتی نیز ایجاد شد. در دوران فئودالی – در حدود ۱۰۰۰-۱۳۰۰ میلادی، نقطه عطفی در این شرایط بوجود آمد. مالکیت زمین در بین اشراف و روحانیونی بود که قدرت زیادی بر سربازان و کشاورزان داشتند.

سیستم با قرار گرفتن در معرض طاعون مرگ سیاه درحال از بین رفتن بود. در طول چندین نسل، طاعون میلیون ها نفر را در اروپا از بین برد.

این بیماری به سختی  به طبقه کارگر آسیب رساند ، که به وضوح موجب افزایش تقاضا برای چند کارگر باقی مانده بوجود آمد. در نتیجه، دستمزد کار مشاغل در روستاها و مراکز شهر دو برابر شد.که باعث بسته شدن شکاف میان ثروتمندان و فقرا شد.

در ادامه این خلاصه کتاب، به مثال جدیدی از شکاف طبقاتی که در جامعه ژاپن رسیده است نگاهی می‌اندازیم.

 

شکاف طبقاتی در ژاپن فراوان بود اما با جنگ جهانی دوم تغییر کرد.

امروزه اکثر مردم ژاپن، کشورشان را یک قدرت امپریالیستی در نظر نمی گیرند، اما همیشه اینطور نبوده است.

با نگاهی به چند دهه قبل از جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن نیرویی بسیار قدرتمند بود. ژاپن در سال ۱۹۴۱ وارد جنگ شد، کشور به سرعت قدرت را در اقیانوس آرام بدست گرفت. علیرغم شکست  چین، ژاپن امپراتوری خود را – که از اواخر قرن نوزدهم گسترش یافته بود – از فیلیپین به برمه و از پاپوآ گینه نو به جزایر الوطه توسعه داد.

به این ترتیب امپراتوری ژاپن جمعیتی تقریبا ۵۰۰ میلیون نفره را زیر سلطه خود داشت، که حدود یک پنجم جمعیت جهان در آن زمان بود. اندازه آن تقریبا با امپراتوری بریتانیا در رقابت بود!

با افزایش سریع جمعیت ، ارتش به اندازه ۲۰ برابر اندازه اولیه خود گسترش یافت – به این معنی که تابستان ۱۹۴۵، از هر هفت نفر، یک نفر به ارتش ارسال می شد.

همانطور که همه ما می دانیم، ژاپن جنگ را از دست داد. این کشور از مرگ ۲،۵ میلیون سرباز، بمباران پتو از نیروی هوایی آمریکا و دو انفجار بمب اتمی رنج می برد.

با وجود اینکه جنگ ژاپن را نابود کرد – جدایی از آن دسته از کشورهایی که ژاپن به آن حمله کرد – منجر به کاهش شکاف طبقاتی اجتماعی شد.

فرهنگ ژاپن و تاثیر جنگ جهانی دوم در رفع شکاف طبقاتی آن

در سال ۱۹۳۸، آن یک درصد از ثروتمندترین مردم جهان، تقریبا یک پنجم کل ثروت ژاپن را تشکیل می دادند. در طول جنگ، طبقه اجتماعی بالا بیش از دو سوم ثروت خود را از دست داد، که تقریبا ۱۴ درصد سهم ثروت کشور میبود. این به خاطر برنامه اقتصادی ایالت که ثروت را ازمردم برای تامین مالی جنگ بگیرد،بود.

بزرگان بدترین ضربه را خوردند؛ همانطور که ثروتمندترین مردم، بزرگترین زیان را تجربه می کردند. سهم ثروت آنها از ۹.۲ درصد به ۱.۹ درصد کاهش یافت.

جنگ، شکاف طبقاتی را به شیوه بی سابقه تضعیف کرد. جالب توجه است، این کاهش شکاف طبقاتی در بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله آلمان، فرانسه و بریتانیا هم دیده می شد.

 

 

انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه، شکاف طبقاتی را با تلاش های سازمان یافته و خشونت آمیز حل و فصل کرد.

تا کنون، در این خلاصه کتاب دیدیم که جنگ بین ملت ها می تواند مانع غیر منتظره  افزایش شکاف طبقاتی شود. اما این می تواند در طول جنگ های داخلی مانند انقلاب روسیه ۱۹۱۷ هم اتفاق بیافتد.

در آن زمان، امپراتوری روسیه – به رهبری شاه نیکلاس دوم – شدیدا درگیر جنگ جهانی اول بود. در مجموع ۱۲ میلیون سرباز روسی استخدام شده بودند و تا پایان جنگ، ۲ میلیون نفر جان باختند و ۵ میلیون زخمی و ۲.۵ میلیون نفر اسیر شدند.

خود جنگ در مقابله با شکاف طبقاتی جامعه روسیه کمک کرد. تامین مالی جنگ از مالیات های غیرمستقیم بر کالاها که بر ثروتمندان و فقرا تأثیر می گذاشت، حاصل شد. با این حال، مناقشه منجر به افزایش خشم در جامعه روسیه شد.

تا پاییز سال ۱۹۱۷، روسیه وارد یک رکود اقتصادی شد و شورش هایی به رهبری فقیران علیه شهروندان طبقه متوسط ​​آغاز شد. در ۷ نوامبر ۱۹۱۷ بلشویکها – به رهبری لنین – کودتایی برپا و سنت پترزبورگ را فتح کرد. پس از  بدست آوردن کنترل، روز بعد، حاکمان جدید امپراطوری، یک قانون جدید برای تقسیم زمین در میان مردم تصویب کردند.

هدف انقلاب کمونیستی، لغو مالکیت خصوصی بود. همانطور که در دستورالعمل زمین لنین آمده است، تمام شهروندان روسی حق دارند که در زمین کشت کنند. با این حال، فروش یا اجاره زمین غیرقانونی بود و همچنین شما نمیتوانستید کسی را برای کمک به کشاورزی استخدام کنید. این قانون به تصویب رسید تا اطمینان حاصل شود که کارفرمایان سرمایه داری در در نظام کمونیستی دیگر هرگز باز نخواهند گشت. این کار عمدتا منازل بزرگ و غنی را که قبلا متعلق به اشراف، روحانیت و دیگر گروه های ثروتمند بود، هدف قرار داد.

پس از آن ، بانک ها توسط دولت اشغال شد، حساب های بانکی شخصی بسته و اقلام خصوصی مصادره شد. اثرات چنین تغییری به ساختار جامعه، برای طبقه بالادست ویرانگر بود.همه چیز از ۵۰۰،۰۰۰ مالک زمین و ۱۲۵،۰۰۰ خانواده ثروتمند گرفته شد. علاوه بر این، هزاران نفر کشته شدند – که بسیاری از آنها اشراف زاده بودند.

 

حتی با اینکه دولت سومالی در سال ۱۹۹۱ سقوط کرد، فقری که بعد از آن به دنبال کشور آمد، آن را در وضعیت بهتری قرار داد.

امروزه مفاهیم مثبت بسیاری  در رابطه با دولت سومالی وجود ندارد و به طور گسترده یک دولت شکست خورده در نظر گرفته شده است. اما این یک دیدگاه ساده و یک طرفه است. با وجود اینکه درست است کشور در وضعیت بدی قرار دارد، احتمال این نیز وجود دارد که همه چیز تغییر کند.

در سال ۱۹۹۱، دولت سومالی کاملا سقوط کرد. دیکتاتور محمد سعد بارر از پایتخت خارج شده و کشور شکست خورد؛ مناطق و جوامع به طور مستقل از یک دولت مرکزی، فعالیت می کنند. با گذشت زمان، بخش بزرگی از این کشور به دست جنگ سالاران، شبه نظامیان – و در برخی موارد – سربازان خارجی افتاد. یک جنگ داخلی به مدت پنج سال منجر به خشونت شد، اما شرایط زندگی در سومالی همچنان بسیار بد بود. مطالعات در مورد فقر در کشورهای عربی – که به عوامل متعددی مانند میزان مرگ و میر کودکان و دسترسی به مواد غذایی، آموزش و پرورش و سایر نیازهای اساسی نگاه می کند، به طور مداوم نشان میدهد سومالی یکی از بدترین کشورهایی ست که در آن میتوان زندگی کرد.

با این حال، نویسنده معتقد است که شرایط فقر زده ی پس از جنگ، هنوز بهتر از قبلش است. دولت سیاد بارر فقط به اینکه منابع کشور را به جیب رئیس دولت و دوستانش هدایت کند علاقمند بود و رفتارهای خشونت آمیزش با مخالفان از دید دیگران پنهان بود. به محض اینکه دولت سقوط کرد، میزان خشونت ها کاهش یافت. این روند تا زمان تهاجم اتیوپی در سال ۲۰۰۶ ادامه داشت.

یک مطالعه در سال ۲۰۰۵ نشان داد که در طی این زمان شرایط زندگی در سومالی بهبود یافت؛ و از برخی از کشورها در منطقه جنوب صحرای آفریقا برتری پیدا کرد. بدون کنترل دولتی اما، شبه نظامیان و جنگسالاران در قبال دریافت پول در تلاش برای حفاظت و تامین امنیت مردم عادی برآمدند. ولی باز هم، پول گرفته شده، کمتر از مالیاتی بود که فقیران مجبور به پرداخت در رژیم سیاد بارر بودند.

با توجه به فقدان منابع قابل اطمینان در سومالی، این مطالعات باید با منابع گسترده و بصورت دقیق بررسی شود. لذا کافه کتاب نمیتواند به تنهایی اظهارات نویسنده را تایید و یا رد کند. با این وجود، به نظر می رسد که استاندارد زندگی سومالی پس از فروپاشی دولت در سال ۱۹۹۱، بالا رفته است.

 

شکاف طبقاتی نمی تواند توسط دموکراسی یا احزاب چپ حل شود.

مدتیست که دموکراسی به عنوان بهترین سیستم حکومتی توسط غرب شناخته شده است؛ اعتقاد بر این است که برابری می تواند از طریق روش های دموکراتیک به دست آید.

اما دموکراسی پاسخی به مشکل شکاف طبقاتی نیست. ما بر این باوریم که گسترش قدرت، بطوری که فراتر از سران دولت رفته، و در دستان مردم قرار گیرد برابری را به همراه خواهد داشت، اما واقعیت این است که شواهد قطعی برای حمایت از این باور وجود ندارد.

در سال ۲۰۱۰، اقتصاددان نامور، دارون اسیموگلو و تیم او با نگاهی به رابطه بین دموکراسی و شکاف طبقاتی، به تجزیه و تحلیل ۱۸۴ کشور دموکراتیک در دوره ای بین  ۱۹۶۰-۲۰۱۰ کردند. نتایج؟ آنها هیچ همبستگی سازنده ای بین دموکراسی و برابری درآمدی و ثروتی پیدا نکردند.

این مطالعه دو دلیل برای این نتیجه را مطرح کرد: اول اینکه دموکراسی به راحتی می تواند در توزیع مجدد درآمد دخالت کند بگونه‌ای که قدرت در نظام‌های دموکراتیک هم عمدتا توسط صاحبان قدرت و ثروت قبضه می‌شود. این بدان معنی است که اگر سیاستمدارانی که انتظار می رفت از منافع مردم دفاع کنند از منافع سرمایه داران دفاع کنند، هیچ پیشرفتی در جهت برابری ایجاد نمی شود.

دلیل دوم این است که دموکراسی درهای رشد اقتصادی و آزادی را باز می کند که در نهایت ممکن است موجب گسترش شکاف طبقاتی شود. این نیز به آن علت است که افزایش رفاه اغلب به طور مساوی در سراسر جامعه گسترش نمی یابد.

برسیم به بخش دوم ماجرا، دولت های چپ نیز به شکاف طبقاتی کمک نمی کنند.

در سال ۲۰۱۶، اقتصاددانان دیوید استاواجج و کنت شوه، ۱۳ کشور دموکراتیک را از ۱۹۱۶ تا ۲۰۰۰ آنالیز کرده و تاثیر آن بر شکاف طبقاتی را نیز مورد بررسی قرار دادند. این مطالعه نشان داد که دولت های چپ گرا فقط در تشویق برابری هستند. در دوران حکومت چپ گرا، سهم درآمد کشور به ثروتمندان یک درصدی تنها اندکی کمتر از زمانی بود که دولت های راست گرا در قدرت بودند، که این اندک مقدار هم صرفا به جهت حفظ ظاهر و شعارهای احزاب می‌باشد.

اما در این تحقیقات خبر خوش‌حال کننده نیز وجود دارد، اتحادیه های کارگری در مبارزه با شکاف طبقاتی بسیار مفید هستند. با جمع آوری قدرت چانه زنی خود در اتحادیه های کارگری، کارکنان فردی می توانند از کارفرمایان خواسته های خود را دریافت کنند. متأسفانه، اتحادیه ها معمولا فقط در زمان شکاف طبقاتی بسیار قدرتمند هستند، در سایر اوقات، حمایت اتحادیه های کارگری – و تاثیر آنها بر شکاف طبقاتی – از بین می رود که خود جای تامل بسیار دارد.

ناتوانی احزاب سیاسی مختلف در رفع شکاف طبقاتی

شماری اصلاحات اقتصادی برای کاهش شکاف طبقاتی پیشنهاد شده اند، اما تا کنون آزمایشی نشده‌اند.

حالا که چی؟ آیا ما عقب نشینی می کنیم و منتظر می مانیم تا جنگ جهانی سوم یا گرم شدن کره زمین رخ بدهد، تا بتوانیم شاهد پیشرفت هایی در زمینه شکاف طبقاتی باشیم؟

در گذشته، بلایای طبیعی اغلب با ثروت و قدرت بزرگان  مقابله می کرد، اما امروزه جایگزین هایی برای ایجاد تغییرات وجود دارد.

برخی از اصلاحات اقتصادی پیشنهادی در حال حاضر را در ادامه این خلاصه کتاب مورد بحث قرار می‌دهیم:

در سال ۲۰۱۵، آنتونی اتکینسون، اقتصاددان بریتانیایی، تحلیلی کامل از گزینه های اقتصادی را برای مقابله با شکاف طبقاتی ارائه داد. اتکینسون متخصص تحقیق در مورد فقر، برخی از اقداماتی را که می تواند برابری را ایجاد کند، شامل محدود کردن قدرت بازار و تقویت نفوذ کار سازمان یافته، معرفی کرد. در ادامه خلاصه این موارد آورده شده است:

افزایش مالیات بر سود سرمایه و  بر کسانی که بیشترین درآمد را دارند بسیار بیشتر از آنچه هم‌اکنون مقرر شده است.

اطمینان حاصل شود که حداقل دستمزد کافی وجود دارد و یک درآمد استاندارد در سراسر کشور برای هر فرد از کودکی معین گردد. در اروپا، معرفی یک درآمد پایه جهانی برای شهروندان بیکار و کارگر به طور یکسان یک بحث مداوم است که سال‌هاست ادامه دارد.

گرچه بحث در مورد تغییر در حال انجام است، امکان پذیری این اصلاحات هنوز مورد آزمایش قرار نگرفته است. یک نگرانی بزرگ این است که چقدر این اصلاحات اقتصادی هزینه خواهد داشت، در حالی که یکی دیگر از فشارهای اقتصادی، جهانی شدن و رقابت بین المللی است. با این حال، ما وقتی واقعا می دانیم این اقدامات ارزشش را دارد یا نه، که پیاده سازی شوند.

علاوه بر این، اثرات اصلاحات نامشخص است. طبق گفته اتکینسون، شکاف طبقاتی در انگلستان پس از افزایش مالیات بر درآمد کاهش می یابد، مزایای اجتماعی افزایش می یابد، درآمد پایه ای برای کودکان معرفی می شود و حداقل دستمزد مناسب ایجاد می شود.

حتی پس از آن، راه طولانی تا برابری انگلستان در سطح مکان هایی مانند سوئد وجود دارد. با این وجود، برای رفع شکاف طبقاتی اقدامات خوبی ایجاد می شود.

 

جمع‌بندی نهایی

پیام کلیدی در این چکیده کتاب:

از لحاظ تاریخی، برابری توسط جنگ، انقلابات سیاسی و بیماری های همه گیر به وجود آمده است. نه سرمایه داری و نه دموکراسی قادر به حل مسئله شکاف طبقاتی در جامعه نیستند. امروز چالش این است که راهی برای مقابله با شکاف طبقاتی پیدا کنیم تا دوباره با راه حل های گریز ناپذیر خشونت آمیز و ویرانگر روبرو نشویم.

توصیه های عملی:

پیوستن یا شروع کردن یک سازمان محلی برای مبارزه برابری خواهی.

شما ممکن است قادر به تغییر در سطح ملی نباشید، اما این بدان معنا نیست که نباید هیچ کاری انجام دهید. پتانسیل خود را با شروعهای کوچک شکوفا کنید – بر روی یک گروه محلی تمرکز کنید تا از برابری در جامعه خود حمایت کنید. تمرکز بر حصول اطمینان از این که نیازهای اساسی، مانند دسترسی به اینترنت، آموزش و خدمات بهداشتی و درمان، برآورده شده است. کسی چه داند، شما هرگز نمی دانید، شاید روزی تلاش های ریشه ای شما برای افزایش تغییرات در سطح کشوری نیز برای عدالت و برابری تاثیرگذار باشد!

 

بازخوردی دارید؟

مطمئنا ما دوست داریم آنچه در مورد محتوای ما فکر می کنید بشنویم! فقط یک ایمیل برای

remember@cfbk.ir

ارسال کنید. با عنوان این خلاصه کتاب در موضوع ایمیل و نظرات خود را با کافه کتاب درمیان بگذارید!

 

پیشنهاد بیشتر برای مطالعه: اثر لوکاست توسط گری ای هَوگِن و ویکتور بوترس

تاثیر لوکاست استدلال می کند که کمک های خارجی فقط برای کشورهای در حال توسعه سودمند است، اگر شهروندان فقیرشان از خشونت و جنایت دور هستند. قطعا این پول به هدر میرود، زیرا نه افراد و نه کسب و کار برای رشد و توسعه امن نیستند. کمک های مالی باید با هدف تقویت سیستم عدالت کیفری ملی باشند، به طوری که کشورها بتوانند در بلند مدت  به سایر پیشرفت‌های توسعه‌ای نیز دست یابند.

درباره‌ی باریستا

باریستا قدیمی ترین و اولین ادمین کافه کتابه. عاشق کتاب، مترجم، نویسنده و پر ذوق. در حال حاضر داره وبسایت کافه کتاب رو هم مدیریت میکنه و تمام تلاشش اینه که بهترین چکیده ها برای کافه کتابی ها گزینش بشن.

همچنین ببینید

رژه کره شمالی

رودی در تاریکی

روایتی از یک فرار و تاریخ دردآور دیکتاتوری کره شمالی این روزها کره شمالی تیتر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *